گل مريم

كوره داغ

 

 آهنگری بود که با وجود رنج­های متعدد و بیماری­اش عمیقاً به خدا

 عشق می­ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از

 او پرسید: تو چگونه می­توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می­

کند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت: وقتی می­

خواهم وسیله­ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می­دهم.

 سپس آن را روی سندان می­گذارم و می­کوبم تا به شکل دلخواهم درآید.

 اگر به صورت دلخواهم درآمد، می­دانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر

 نه، آن را کنار می­گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به

 درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کوره­های رنج قرار ده، اما

 کنار نگذار.

 

 

به دعای مرد آهنگر دقت کردید؟

چه دعای قشنگی.

به نظر شما اینطور نیست؟

فکر نمی­کنم کسی که طعم با خدا بودن رو چشیده باشه دلش بخواد خدا

 اون رو کنار بذاره. ترجیح بده توی اون کوره قرار بگیره سختی­ها رو

 تحمل کنه.

خیلی­ها رو دیدم که وقتی توی زندگی دچار مشکلات می­شن خیلی زود

 می­گن خدا عادل نیست، یکی باید مثل من سختی بکشه و یکی دیگه

 بالای شهر دنبال عشق و حال باشه. یا می­گن خدا ما رو دوست نداره.

سختی­ها و مشکلات در زندگی در رشد شخصیتی ما تأثیر به سزایی

 داره.. همونطوری که در انجیل گفته شده: در سختیها نیز فخر می­کنیم،

 زیرا می­دانیم سختی­ها بردباری به بار می­آورد و بردباری شخصیت را

 می­سازد و شخصیت سبب امید می­شود و امید به سرافکندگی نمی­

انجامد.

این هم یک مثل هندی که فکر می­کنم بد نباشه اگر بخونید:

فقط در ناملایمات است که فضایل انسان به اوج خود می­رسد. در غیاب

 باد، یک پنبه مانند یک کوه استوار است.

 حرفهام رو با یه آیه از انجیل به تموم می­کنم: هرگاه با آزمایشها روبرو

 می­شوید آن را کمال شادی بیانگارید، زیرا می­دانیم گذار ایمان شما از

 بونه آزمایشها پایداری به بار می آورد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 8:40  توسط مریم  | 

گامی دیگر به سوی خلق اكسیر جوانی

 

دانشمندان به تازگی فرآیندهای شیمیایی را شناسایی كرده‌اند كه منجر به

 پیری می‌شوند. این دانشمندان ادعا كرده‌اند كه... 

www.miadgah.irگامی دیگر به سوی خلق اكسیر جوانی!

دانشمندان به تازگی فرآیندهای شیمیایی را شناسایی كرده‌اند كه منجر به

 پیری می‌شوند.

این دانشمندان ادعا كرده‌اند كه با این كشف تازه گامی دیگر به سوی

 خلق اكسیر جوانی پیش رفته‌اند.

یك گروه از دانشمندان بین‌المللی در این بررسی‌ها موفق به شناسایی دو

 هدف شیمیایی مرتبط به هم شده‌اند كه این دو روی یكدیگر تاثیر

 می‌گذارند و وظیفه تنظیم طول عمر سلولها را برعهده دارند.

این محققان دریافته‌اند كه با دستكاری حضور نسبی آنها در بدن می‌توان

 طول عمر سلولها را افزایش داده و در نتیجه علائم پیری و كهولت را

 كاهش داد.

این پژوهش در دانشگاه استانفورد انجام گرفته و در واقع بر اساس این

 اعتقاد رو به رشد استوار است كه تحلیل و تخریب بافتها و اعضا یا

 پوست صورت در ارتباط با پیری و بالا رفتن سن، یك فرآیند فعال و

 آزاد است كه به جای تخریب تدریجی سلولهای خسته در واقع با كل

 بدن ارتباط دارد.

این گروه از محققان دو پروتئین را كشف كرده‌اند كه به نظر می‌رسد

 تاثیر مستقیم روی پیری دارند.

یكی از این پروتئین‌ها SIRT6 نام دارد كه نقش آن حفاظت در برابر

 فرآیند پیری سلولی است و پروتئین دیگر تحت عنوان

NF kappa B این نقش حفاظتی را تقویت می‌كند.

به گفته داشمندان؛ افراد مختلف به طور طبیعی تركیبات متفاوتی از مواد

 را در بدنشان دارند و این امر توجیه می‌كند كه چرا برخی به طور

 ژنتیكی بیشتر از دیگران عمر می‌كنند. 
 

منبع: isna.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 12:12  توسط مریم  | 

اسرار موفقيت در زندگی

 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در

 دست می گیرید.

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد.

تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است.

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل

 كنیم.

بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید.

آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است


كه دیگران درباره شما دارند.

همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در

 باشد.

برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است


كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش.

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری

 رسیدن به سهولت است.

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد

خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما.

سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان

را از بین می برد.

اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای

 را می گیرید كه همیشه می گرفتید.

ما زمان را تلف نمی كنیم، زمان است كه ما را تلف می كند.

افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای

متفاوت انجام می دهند.

پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه

تصمیم بگیری با چند نفر مشاوره ای داشته باش.

كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم

 كنیم.

كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند.

آنكه می تواند نسبت به نیكی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باك

 ندارد.

هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد

می شنود.

اگر هر روز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد اصلی نخواهی

رسید.

كسانی كه نمی توانند فرصت كافی برای تفریح بیابند، دیر یا زود وقت

خود را صرف معالجه می كنند.

صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، و آن هم در تمام عمر،

بیش از یك مرتبه نیست.

وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت

 خود را آماده كند.

كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند.

بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی.

هرگاه مشكلی را مطرح می كنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد

كنید.

كیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول.

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید.

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق

 به گذشته هستید.

خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.

خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید،


سعی كنید از خودتان بهتر شوید.

اینجا، كار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست، اما شاید پایان

 آغاز باشد.

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش

نمی‌اندازد.

تنها راهی كه به شكست می‌انجامد، تلاش نكردن است.

درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش.

از لجاجت بپرهیزید كه آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند


دیگران را فریب داده است.

كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش

بشكند.

هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان

متهم گردد.

كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است


كه برای خود عذری آورده باشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 9:48  توسط مریم  | 

تصاویری از خانه حضرت مریم و غار اصحاب کهف

 

 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 9:43  توسط مریم  | 

عاشورا

 

دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم
بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه کنم


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 11:54  توسط مریم  | 

چگونه به عشق حقیقی دست یابیم

 

http://i32.tinypic.com/51pwcy.jpg

اغلب افراد مجرد میل دارنـد بـدانـنـد کـه چـگونـه و کجا باید عشق حقیقی را بیابند. در ایـن

 مـقـاله به 8 نکته کاربردی و بسیار سودمند برای دستیابی به یـک عـشـق حــقیقی اشاره گردیده است:

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 9:47  توسط مریم  | 

شناخت شخصیت از روی حرکات چشم ها

 

شناخت شخصيت از روي حرکات چشمهاwww.miadgah.org

 

سطح چشمها: در يك گروه، معمولا فردي كه سطح ديد چشمانش از سايرين بالاتر است رهبر

 محسوب ميگردد. هنگامي كه شما ايستاده باشيد و ديگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت

 قرار ميدهد.

مالش چشم: زماني كه فردي چشمش را با انگشت اشاره مالش مي دهد نشانگر فريب و نيرنگ

 مي باشد. از آنجايي كه فرد ميخواهد تماس ديداري را قطع كند بهانه اي بدست مي آورد كه به

 اين طرف و آن طرف نگاه كند. اين حركت غير ارادي يك افشاگر حسابي است كه فرد دارد

 دروغ مي گويد.

چشم برگرداندن: اين معمولا يك علامت مسلم از نيرنگ، گناه و دروغگويي است.

چشمان بسته: هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته

 و ابروها نيز برخاسته شود پيام چنين است: "به حرف زدن خود خاتمه بده."

حركت چشم به سمت بالا: اين نشانه غضب و عصبانيت است.

نگاه مختصر به اطراف: اين ژستي خجالت گونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره ميشود

 در حاليكه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج ميكند. اشاره بر كمرويي بي باكانه دارد.

نگاه ممتد: اين بي ترديد يك نشانه تمايل به آشنايي بيشتر است. شخصي كه تماس چشمي برقرار

 مي كند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه مي كند ميگويد: "مايلم با شما بيشتر

 آشنا شوم"

نگاه خيره شديد: اين نشانه خلق تهاجمي، سلطه جويانه و تهديد آميز است.

چشمك: چشمك يك علامت غرض آلود است. نشانگر آن است كه رمز و رازي ميان فردي كه

 چشمك ميزند و فردي كه به او چشمك زده مي شود برقرار است.

بالا انداختن همزمان دو ابرو: در ميان يك اتاق شلوغ، مفهوم آن كاملا واضح و روشن است:

 مايلم با شما ملاقات كنم.

بالا انداختن يك ابرو: زماني كه يك ابرو بالا انداخته ميشود در حالي كه ابرو ديگر پايين باقي

 ميماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نميكنم.

ابروهاي گره خورده: زماني كه هر دو ابرو به سمت همديگر كشيده ميشود باعث پديد آمدن شيار

 بين آن دو مي شود كه دلالت بر اضطراب، درد، ترس و يا آميزه اي از اين هيجانات دارد.

پوشاندن صورت: زماني كه دست بر روي صورت مي آيد مفهومش چنين است: شوكه شده ام.

 اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و متجاوز فاصله مي اندازد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 9:1  توسط مریم  | 

عمو سبزي‌فروش- داستان واقعي

 
 

داستاني که در زير نقل مي‌شود، مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت «احمدشاه

قاجار» براي تحصيل به آلمان رفته بودند و آقاي «دکتر جلال گنجي» فرزند مرحوم

 «سالار معتمد گنجي نيشابوري» براي نگارنده نقل کرد:

«ما هشت دانشجوي ايراني بوديم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصيل مي‌کرديم. روزي

 رئيس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراطور آلمان

 رژه بروند و سرود ملي کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوريم که عدۀ‌مان کم است.

 گفت: اهميت ندارد. از برخي کشورها فقط يک دانشجو در اينجا تحصيل مي‌کند و همان

 يک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملي خود را خواهد خواند.

چاره‌اي نداشتيم. همۀ ايراني‌ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و اگر هم

 داريم، ما به‌ياد نداريم. پس چه بايد کرد؟ وقت هم نيست که از نيشابور و از پدرمان

 بپرسيم. به راستي عزا گرفته بوديم که مشکل را چگونه حل کنيم. يکي از دوستان گفت:

 اينها که فارسي نمي‌دانند. چطور است شعر و آهنگي را سر هم بکنيم و بخوانيم و بگوئيم

 همين سرود ملي ما است. کسي نيست که سرود ملي ما را بداند و اعتراض کند...

اشعار مختلفي که از سعدي و حافظ مي‌دانستيم، با هم تبادل کرديم. اما اين شعرها آهنگين نبود و

 نمي‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجي] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزي‌فروش

 را همه بلديد؟. گفتند: آري. گفتم: هم آهنگين است، و هم ساده و کوتاه. بچه‌ها گفتند: آخر

 عمو سبزي‌فروش که سرود نمي‌شود. گفتم: بچه‌ها گوش کنيد! و خودم با صداي بلند و

 خيلي جدي شروع به خواندن کردم:«عمو سبزي‌فروش . . . بله. سبزي کم‌فروش . . .

 بله. سبزي خوب داري؟ . . . بله» فرياد شادي از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرين

 نموديم. بيشتر تکيۀ شعر روي کلمۀ «بله» بود که همه با صداي بم و زير مي‌خوانديم.

 همۀ شعر را نمي‌دانستيم. با توافق هم‌ديگر، «سرود ملي» به اين‌صورت تدوين شد:

عمو سبزي‌فروش! . . . بله.
سبزي کم‌فروش! . . . . بله.
سبزي خوب داري؟ . . بله.
خيلي خوب داري؟ . . . بله.
عمو سبزي‌فروش! . . . بله.
سيب کالک داري؟ . . . بله.
زال‌زالک داري؟ . . . . . بله...
سبزيت باريکه؟ . . . . . بله.
شبهات تاريکه؟ . . . . . بله.
عمو سبزي‌فروش! .. . . بله.

……………
اين را چند بار تمرين کرديم. روز رژه، با يونيفورم يک‌شکل و يک‌رنگ از مقابل امپراطور

 آلمان ، «عمو سبزي‌فروش» خوانان رژه رفتيم. پشت سر ما دانشجويان ايرلندي در

 حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هيجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوري

 که صداي «بله» در استاديوم طنين‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و

داستان به‌خير گذشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 8:48  توسط مریم  | 

اشک عاشق

 


قطره؛ دلش دریا می خواست

خیلی وقت بود كه به خدا خواسته اش رو گفته بود

هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری، هر قطره را لیاقت دریا نیست!

                            قطره عبور كرد و گذشت

                                  قطره پشت سر گذاشت

                                        قطره ایستاد و منجمد شد

                                              قطره روان شد و راه افتاد

                                                    قطره از دست داد و به آسمان رفت


و قطره؛ هر بار چیری از رنج و عشق و صبوری آموخت


تا روزی كه خدا به او گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن!

                                     خدا قطره را به دریا رساند

                                                قطره طعم دریا را چشید

                                                            طعم دریا شدن را


اما؛ روزی دیگر قطره به خدا گفت: از دریا بزرگ تر هم هست؟

خدا گفت : هست!

قطره گفت : پس من آن را می خواهم

بزرگ ترین را، و بی نهایت را !


پس خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت : اینجا بی نهایت است!

و آدم عاشق بود، دنبال كلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزد

اما هیچ كلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت

آدم همه ی عشقش را درون یك قطره ریخت

قطره از قلب عاشق عبور كرد!

و وقتی كه قطره از چشم عاشق چكید. خدا گفت :

حالا تو بی نهایتی، زیرا كه عكس من در
اشــك عــاشق است!
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
تقدیم به عاشقــان سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)
با تشكر از : خانم محبوبه كاظمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 8:53  توسط مریم  | 

گشت و گذاری در بزرگراه های ژاپن

 

بر طبق آمار‌‌‌‌: ژاپن از نظر جمعیت دهمین کشور دنیا و از نظر مساحت شصت و دومین کشور

 دنیا محسوب می شود. اما خوشبختانه قرار گرفتن این کشور در رده های اول جهان از نظر علم

 و تکنولوژی روز, در کاهش مشکلات محیطی مربوط به ازدیاد جمعیت موثر واقع شده و در

 حال حاضر به دلیل داشتن مهندسین خبره در امر راه سازی و ساختمان سازی های شهری ,

 جاذبه های گردشگری خاصی از نظر زیربناهای شهری در گوشه و کنار این کشور به چشم می

 خورد. خالی از لطف نیست تا شما هم گشت و گذاری در خیابان ها و بزرگراههای عجیب و

 غریب این کشور داشته باشد.

 

building-narenji_ir.jpg

خوب به تصویر نگاه کنید. بله درست می بینید. یک خیابان مسیر خودش را از درون یک

 ساختمان چندین طبقه پیدا کرده و به یک بزرگراه اصلی می پیوندد. جالب آنجاست که این طرح

 به معماری سالهای پیش در ژاپن برمی گردد و با وجود تمامی جذابیتی که برای من و شما دارد

 یک ایده نسبتا قدیمی برای  ژاپنی ها محسوب می شود.

بقیه در ادامه مطلب...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 9:21  توسط مریم  | 

چرا عاشق می شویم؟

 

چرا عاشق می‌شويم؟ www.miadgah.org


فرضیه‌های متعددی در مورد اساس زیستی عاشق شدن وجود دارد. برخی می‌گویند كه عشق

 نتیجه اوج‌گیری میزان ماده فنیل اتیل آمین، مولكولی پیام‌دهنده در مغز است كه ساختمان شیمیایی

 مشابه آمفتامین دارد. برخی دیگر افكار ناخوانده عشق را به كاهش یافتن سیستم‌های سروتونین،

 یك ماده شیمیایی پیام‌رسان دیگر در مغز، نسبت می‌دهند اما داناتلا مارازیتی و دومنیكو كاناله،

 دو پژوهشگر از دانشگاه پیزا در ایتالیا، استدلال می‌كنند كه عاشق شدن عاطفه‌ای است كه به

 اضطراب و ترس مربوط است...


آنها معتقدند كه افراد اغلب در شرایط ترس‌آفرین پیوندهای قوی عاطفی و صمیمی‌ برقرار

 می‌كنند. مارازیتی و كاناله برای آزمودن نظراتشان در یك بررسی به مقایسه تعدادی فرد جوان

 كه به تازگی عاشق شده بودند با تعدادی فرد دیگر كه عاشق نبودند به‌عنوان شاهد پرداختند.

 پژوهشگران در هر كدام از اشخاص میزان هشت هورمون مختلف را در خون اندازه گرفتند.

 یافته اصلی آنها این بود كه میزان كورتیزول، یكی از هورمون‌های اصلی كه در هنگام استرس

 در بدن ترشح می‌شود، در گروه افراد عاشق بالاتر است. جالب توجه اینكه در مردان درگیر

 عشق میزان‌ تستوسترون ـ هورمون جنسی كه مسوول ایجاد میل جنسی، رفتار پرخاشگرانه در

 هر دو جنس مرد و زن است ـ كمتر از مردان غیرعاشق بود اما در زنان، عاشق شدن، میزان

 تستوسترون را افزایش داده بود. پژوهش‌های قبلی به وسیله مارازیتی و همكارانش نشان داده

 بود كه احساس عاشق بودن معمولا تا مدت معینی ادامه پیدا می‌كند بنابراین او و كاناله میزان

 هورمون‌ها را اندازه‌گیری كردند، یعنی تعدادی از گروه عاشقان چند ماه بعد، یعنی در زمانی كه

 هنوز رابطه‌شان را با معشوق حفظ كرده بودند اما گزارش می‌كردند كه آرام‌تر شده‌اند و دیگر به

 آن اشتغال خاطر ندارند. در این هنگام میزان هورمون‌های آنها به سطح عادی بازگشته بود.
 
چرا شبیه‌ها جذب هم می‌شوند؟


حتی شباهت‌های به ظاهر بی‌معنا ممكن است ما را به سوی خود جذب كنند. روزهای تولد مشابه،

 نام خانوادگی مشابه و حتی مشابهت حرف اول نام كوچك ممكن است افراد را برای یكدیگر

 جذاب‌تر كند. روان‌شناسان این امر را به خودپسندی پنهانی نسبت می‌دهند. جان‌ تی‌جونز،

 روان‌شناس در آكادمی‌ نظامی‌ آمریكا و همكارانش در مقاله‌ای كه در نشریه روان‌شناسی

 شخصیت و اجتماعی به چاپ رساندند هفت تحقیق را جمع‌بندی كردند كه در بررسی نقش این

 خودپسندی پنهانی در روابط میان فردی به عمل آورده بودند. آنها از سوابق اجدادی و سایر

 انواع اسناد استفاده كردند تا نشان دهند افراد با احتمال بیشتری با كسی ازدواج می‌كنند كه اسم

 كوچك یا اسم خانوادگی‌اش با اسم آنها مشابه باشد. برای مثال تجزیه و تحلیل فهرست شماره‌های

 تلفن نشان داد كه مردان با نام چارلز با احتمال بیشتری از حد شانس و اقبال با زنانی كه نام

 شارلوت دارند، ازدواج می‌كنند. همین امر در مورد مردان با نام رابرت و زنان با نام رابرتا، پل

 و پائولا و... هم صدق می‌كرد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 8:48  توسط مریم  | 

چگونه رنگ سفید برای لباس عروس انتخاب شد؟!!

 

چگونه رنگ سفید برای لباس عروس انتخاب شد؟!


 

چگونه رنگ سفید برای لباس عروس انتخاب شد؟! www.miadgah.org

  پیراهن سفید عروس، یادگاری از عصر ویکتوریایی
 
رسم پوشیدن لباس عروس به رنگ سفید، به دوران ملكه ویكتوریا برمی‌گردد. پیش از آن عروس

 ها، بسته به موقعیت اجتماعی خود، انواع متنوعی از رنگ ها و مواد را برای لباس عروس

 انتخاب می‌كردند. در آن روزگار رنگ سفید نشانه پاكی و عفت نبود، بلكه رنگ آبی دارای این

 معنا بود. در حقیقت بسیاری از زنان به همین دلیل رنگ آبی را برای لباس عروسی خود

 انتخاب می‌كردند. از طرفی رنگ سفید نشانه ثروت و توانگری بود.
 
ازدواج ملكه ویكتوریا با پسر عموی خود شاهزاده آلبرت در سال 1840، بیشترین تاثیر را بر

 مراسم عروسی گذاشت. ملكه ویكتوریا نخستین فرد سلطنتی نبود كه پیراهن عروس سفید رنگ

 پوشید، اما نخستین فرد در دوره مدرن بود. رنگ سفید، رنگ مرسوم برای مراسم سوگواری

 سلطنتی بود و اگرچه همیشه به این عنوان استفاده نمی‌شد، اما به عنوان رنگی مناسب برای

 مراسم عروسی شاهانه هم محسوب نمی‌شد. ملكه و یكتوریا با ازدواج در لباسی سفید، چرخ ها

 را به حركت درآورد. رنگ سفید عموما برای لباس عروسی انتخاب نمی‌شد و لباس ویكتوریا

باعث شگفتی شد. البته این لباس، غافلگیری ناخوشایندی نبود، زیرا به زودی زنان در سرتاسر

 اروپا و آمریكا از لباس های سفید برای عروسی خود استفاده كردند. اگرچه عروس هایی هم

 وجود داشتند كه همچنان در لباس هایی به رنگهای دیگر ازدواج می‌كردند؛ اما رنگ سفید به

 عنوان رنگی مناسب و عالی برای  لباس عروس تعیین شده بود و از آن زمان تا كنون ادامه یافته

 است. در حقیقت بسیار نادر است كه عروسی در لباسی به رنگی غیر از سفید ازدواج كند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 8:40  توسط مریم  |